تیتوس نزد قرنتیان میرود
16خدا را شکر که او در دل تیتوس نیز همان علاقه را ایجاد کرده که ما نسبت به شما داریم. 17وقتی از او خواهش کردم که نزد شما بیاید، با شادی پذیرفت. در واقع، او چنان مشتاق دیدار شما بود که خود از قبل تصمیم به آمدن داشت. 18همراه تیتوس، برادر دیگری را نیز میفرستم که همهٔ کلیساها او را به خاطر خدماتش به انجیل، میشناسند و برایش احترام قائلاند. 19کلیساها نه فقط او را احترام میکنند، بلکه او را به عنوان همسفر ما تعیین کردهاند تا با هم، این هدایا را به اورشلیم ببریم. این خدمت باعث جلال خداوند میشود و نیز علاقهٔ ما را برای کمک به نیازمندان، نشان میدهد.
20در ضمن وقتی با هم سفر کنیم، دیگر کسی به ما سوءظن نخواهد داشت، زیرا مواظبیم که مبادا کسی دربارهٔ نحوهٔ جمعآوری و استفاده از این هدایای سخاوتمندانه، از ما ایراد بگیرد. 21ما مواظبیم که در حضور خداوند آنچه درست است انجام دهیم، همچنین میخواهیم دیگران نیز این را بدانند. از اینروست که چنین ترتیبی دادهایم.
22برادر دیگری را نیز نزد شما میفرستم که همواره کوشایی و جدیت او را در خدمات و کارهای گوناگون دیدهایم. حال که میزان علاقه و تمایل شما را برای کمک به دیگران به او گفتهام، اشتیاقش برای آمدن نزد شما بیشتر شده است.
23اما اگر کسی بپرسد که تیتوس کیست، بگویید که او همکار من است و برای کمک به شما آمده است. دربارهٔ آن دو برادر نیز میتوانید بگویید که نمایندگان کلیساهای این منطقه هستند و همواره باعث افتخار نام مسیح بودهاند.
24پس خواهش میکنم محبتی را که نسبت به من دارید، به ایشان نیز ابراز دارید و از آنان به گرمی پذیرایی کنید تا همهٔ کلیساها بدانند که بیدلیل به شما افتخار نکردهایم.


